ماجرا از آنجا آغاز شد که نهاد امنیت در حکومت عثمانی به عباس افندی (عبد البهاء) سوء ظن پیدا کرد و اقدامات او را رصد می کرد. عبد البهاء فرزند بهاء الله (بنیان گذار بهائیت) بود و نقش مهمی در توسعه فرقه بهائیت داشت. یکی از اقدامات مهم او، خریداری و تصاحب زمین های اعراب فلسطین، و واگذاری آنها به یهودیان مهاجر است. در گزارشی که مربوط به سالهای پایانی حیات اوست و سید مقداد نبوی از کتاب شیخ مهدی شیخ الممالک قمی روایت کرده، شرح ماجرا به قرار ذیل است:
… خلاصه، عباس، به حسن تدبیر، دایرهی ریاست میرزا محمّدعلی را محدود و تنگ نموده، نگذاشت کاری از پیش برد و میرزا محمّدعلی وقتی که دید از راه دیانت کاری نتوانست کرد، دست به تدابیر دولتی زده، از راه سیاست، عباس را در نزد دولت عثمانی مقصر جلوه داد، به این قسم که: «عباس خیال طغیان دارد و در تدارک این کار است و گروهی بر دور خود جمع نموده، اکنون استحکامات میسازد و آن نقطهای از جبل کرمل را که به اسم مقبرهی سیّد باب تعمیر میکنند، در واقع قلعه است، و الا، مقبره اینقدر لوازم لازم ندارد.» دولت نیز طریقهی حزم را مرعی داشته، اوّلاً، تعمیر را قدغن فرموده و در ثانی، بیرون رفتن عباس را از شهر منع نمود و تا اکنون که تاریخ غرهی ربیعالاوّل ۱۳۲۴ است، هنوز بهکلی عباس بریءالذمه نشده است … گویند: پس از آن که دولت عثمانی از عباس سوء ظن حاصل نمود، در خیال اعدام او افتاد، لیکن، حادثهای [در سوء قصد به جان سلطان در اسلامبول] رخ داد که خاطر سلطان را به آن مشغول داشت و از این صرافت افتاد. 1
این گزارش نشان می دهد که عبد البهاء در منطقه عکا و حیفا اقدامات مشکوکی انجام می داد و رابطهی پیچیده ای با یهودیان مهاجر به فلسطین، و نظام پادشاهی بریتانیا برقرار کرده بود.2
روایت عثمانیها از همکاری عباس افندی (عبد البهاء) با یهودیان (۱۳۰۹ ق)
گزارشی در سال ۱۳۰۹ ق به استانبول فرستاده شد مبنی بر اینکه عباس افندی همراه با دو تن از صاحبمنصبان حکومت عثمانی در فلسطین برای کسب ثروت، زمینهای اعراب تنگدست را با قیمت کم میخرد و با قیمت گزاف به یهودیان مهاجر میفروشد.3 این گزارش دربارهی یهودیان تبعید شده از کشورهایی همچون روسیه و رومانی است که بهطور غیرقانونی در نواحی یافا و حیفا در فلسطین ساکن شدهاند؛ همچنین، کسانی که بدانها کمک کردند و چگونگی این کمکها (و نحوهی واکنش یهودیان به مخالفانشان).4
متن گزارش به شرح ذیل است:
گزارش صادقانهی عاجزانهمان خدمت عتبهی ثریامرتبهی حضرت خلافتپناهی
ما، چاکران نسلاندرنسل، با بخششها و نیکیهای فراوان دولت ابدمدت عالیهی عثمانی پرورده شده و با این احساسات وجدانی و بر اساس فطرتی که با آن سرشته شدهایم و غیرت دینی و وطنیمان، در هر طرف ممالک محروسهی شاهانه، در صورت گزارش و یا مشاهدهی حرکتی که مخالف رضای خاطر حضرت شاهنشاه باشد، خود را مجبور و مکلف به عرض و اِخبار [آن] میدانیم. این بندگان، در اصل، از اهالی بلکا و بیروت و حیفا بوده، در زمانی که در سنجاقهای5 عکا و بلکا مشغول مأموریت بودیم، در قضای6 حیفا که تابع سنجاق عکاست، بیمحابا و در جلو چشم مردم، حرکاتی که بهطور کلی ضد ارادات مکارمآیات و دلخواه عالیحضرت ظلاللّهی است، به وقوع پیوسته [و] بر وجه زیر به عرض و گزارش [این] حرکات و معاملات ناپسند و بدخواهانه که بهطور مستند [و معتبر] به سمع چاکرانه رسیده است، جرئت میکنیم. معروض میدارد:
در حالی که وارد شدن یهودیان اجنبی رومانیایی و روسی به ممالک محروسهی شاهانه و بهویژه قسمت فلسطین و اسکان و تملیک قطعی اراضی از سوی ایشان با ارادهی سنیهی حضرت پادشاه ممنوع بوده و این بر هرکس معلوم است، در سال ماضی، برخی از ایشان، با پنهان کردن منافع و مقاصد ذاتیشان و برخی دیگر، به تحریک افکار و نیات مضر و فاسدشان، [از جمله،] مصطفی افندی (قائممقام7سابق حیفا) و جناب احمد شکری و علی (مفتی عکا) و مصطفی (رئیس بلدیهی حیفا) و نجیب افندی (از اعضای مجلس اداره)، با واسطهگری دو یهودی بهنامهای موسی هانکر و مایر زبلون (از اتباع دولت روسیه و از افراد بارون هیرش) که در روستاهای یافا و حیفا ساکن بوده، در زمان جناب حضرت صادق پاشا (سنجاقبیگ8عکا) که ادارهی یافا و حیفا نیز بر عهدهی او بود، صدوچهل خانواده از یهودیان اجنبی را که به صورت رسمی از روسیه تبعید شده و پیش از این از آنها نام بردیم، به قضای حیفا آورده و ایشان را پذیرش کرده و در رسیدن آنها، والی سابق آدانا و برادر سنجاقبیگ مشارٌ إلیه، جناب حضرت شاکر پاشا و جناب سلیم نصرالله الخوری افندی (از اهالی جبل لبنان) نقش داشتند. [شاکر پاشا و سلیم نصرالله] که زمینهایی با نامهای «حاضره» و «دَردَره» و «نفیعات» را در اختیار داشتند و در گذشته، به هزار و هشتصد عدد قائمهی9 صدتایی خریده بودند، به یهودی نامبرده به هجدههزار لیره فروخته و علاوه بر این، پس از آن که دو طرف معامله در مورد صرف و اعطای دوهزار لیرهی اضافه به مأمورین معاملیه برای کمکهایشان به نتیجه رسیدند، با کاردانی عزیز (مأمور پلیس حیفا در طرف برکینجه) و مأمور ضابطه، سرگرد علیآقا، یهودی مزبور با کشتی از ساحل مملکت10خارج شده و [یهودیان] در اطراف قضا پراکنده شدند.11
در کنار این موردی که مربوط به ارادهی سنیهی حضرت پادشاهی بوده و محتاج و منحصر بدان است، [باید گفت که] مصطفی افندی، با انجام کارهایی خارج از صلاحیت، جرئت کرده که اجازهنامههایی به صورت جعلی با تاریخ قدیم تنظیم کرده و با اعطای آنها در اراضی نامبرده، صد و چهل خانه را دوباره ساخته و [آنجا را] به شکل روستا درآورده، یهودیان را سکونت داده و پیش از این که محصولی تولید شود، مالیات مقرر کرده و آنها را جزو اتباع قدیمی سلطنت سنیه و ساکن قریهی نامبرده به حساب آورده است. به این نیز بسنده نشده [و] گفته شده که نامبرده از اتباع دولت عالیه بوده و در [یکی از] قضاهای صفد و طبریه متولد شده و از قدیم در قریهی مزرعات الخفیره ساکن بوده است.
[در شرایطی که] هنوز جمعیتشان ثبت نشده، درخواستها و خواهشهایی که ترتیب داده میشوند، با پرداخت پول جمعیتشان ثبت شده و مطابق قرارداد مخفی مبنی بر پرداخت یک مجیدیهی سفید از سوی هرکدام از توانگران که بر اساس بخشنامهای که از سوی حکومت تنظیم شده، جزای نقدی [عدم ثبت نام در سرشماری] شش مجیدیه [برای توانگران] و لزوم معافیت فقرا [از پرداخت جریمه] است، ظرف یک روز تمام معامله انجام شده و به یکایکشان تذکرهی عثمانی داده شده [و] در سایهی تلاشهای مأمورین محلی، یهودیان خارجی که به صورت قاچاق وارد ممالک محروسه شده، طی یک روز متوطن و حکم اهالی قدیم را کسب کردهاند و با این وسیله، مفتی عکا، علی افندی، که نمایندهی علی پاشا بوده و سلیم نصرالله الخوری افندی جبل لبنانی با دریافت هجدههزار لیره برای زمینهایی که خرید و فروش کردهاند، از منافع مقدس ملت چشمپوشی کرده و معاملات انجامشدهی یهودیان طرد و تبعید شده از ممالک اجنبی نیز مانند کمک به تأمین اسباب استراحت این یهودیان و ترویج افکار مضر ایشان آشکار بوده و در دوایر رسمی حیفا و عکا با قیوداتشان اثبات شده و [ما،] بر اساس امر بدیهی و ظن عاجزانهمان در این باب، به تحقیقات و نتایج آن اعتماد کردیم.
پیش از این، از طرف بعضی اشخاص نیز اطلاعاتی داده شده بود و در موارد لازم، از مجاوران عکا و حیفا، از سنجاقهای نابلس و قدس، دربارهی واقعات یادشده بازپرسی انجام شد تا درستی گزارشهای عاجزانهمان ثابت شد و مشخص است که اکنون، هر کشتی، هنگامی که به حیفا رفتوآمد میکند، در انتقال و پذیرش یهودیانی که میآورد، نقش دارد. گذشته از این، پیشتر، مالک اصلی روستایی که امروزه «زمارین» نامیده میشود و به بارون روچیلد12 اختصاص دارد و زیر حمایت اوست و فقط توسط یهودیان پر شده و [تعداد] بناهایش تا کنون به نزدیک هفتصد خانه رسیده، بدون وارث وفات کرده بود و پس از اعطای اعلام شرعی مبنی بر لزوم ثبت روستای مذکور در دفتر محلولات، مشخص نیست که چه اتفاقی افتاده که به یهودیان فروخته شده و برای کسب وسعت و اهمیت یافتن آن مکان، به صورت پیدرپی، سه روستا به نامهای «اشفیا» و «أم الطوط» و «أم الجمال» نیز تملیک و به آنها ملحق کردهاند و یهودیان مشارٌ إلیه برای مراجعاتی که هر وقت و زمانی [میتواند] وقوع پیدا کند و برای اجرای تسهیلات مقتضی جهت کارهایشان، یک زمین خراب که تنها دو سه هزار غروش13 قیمت دارد نیز از صادق پاشا به دو هزار لیره14 خریدهاند. به دنبال آن، در [منطقهی] میان حیفا و یافا، در بحریهی شوطوطی، بیش از سیهزار مقیاس15 اراضی مهم معروف به «هیشموز زرکا» قرار دارد که با زمینهای سلطنتی همحدود است که هر مقیاس به قیمت یک لیره، [در مجموع] به سیهزار لیره فروخته میشود که مسئلهی فروش پنجهزار مقیاس از آن، هر مقیاس به قیمت سه غروش، [در مجموع] به پانزدههزار غروش به یهودیان زمارین ـ که پیش از این بدان اشاره شد ـ موجب تعجب فراوان شده است.
گذشته از اینها، قسمت اعظم، یعنی بیش از پانزدههزار مقیاس، از یک محل مشهور به «جبل کرمل» که از سوی دولت در آن حوالی اهمیت کسب کرده، با مداخلات و راهنماییهای مصطفی افندی الخلیل (رئیس بلدیه) و نجیب افندی الیاسی (از اعضای اداره) به راهبان دیر الکرمل، به نام فرانسه، فروخته شده و بعد از آن، در اثر رقابت و حسادت طولانی اتباع دولت آلمان در برابر راهبان، آنها نیز با به کار گرفتن زور، با قیمتهایی بسیار کم و ارزان، موفق به تصاحب یازدههزار مقیاس شدند و بدون این که زمان زیادی بگذرد، با کمک مسیو اشمیت (کنسول انگلستان در حیفا)، به عنوان حقالسکوت، پنجهزار مقیاس زمین به مادام آلست انگلیسی ـ که همچون رقیب دوم وارد میدان شده بود ـ اعطا شده و [تا] اکنون، هرکدامشان در آنجا کلیساها و ابنیهی عالی تعمیر و بنا کردهاند.
از این روست که این نابهنجاریها هضم و تحمل نشده، در زمان سنجاقبیگی زیور پاشا در عکا، قائم مقام سابق ناصره، از طرف حکومت سنیه، [به عنوان] وکیل برگزیده شده و با انتصابش در زمان رئیس محکمهی بدوی حیفا، محییالدین افندی طرابلسی سلهبی، در ابتدا، با اقامهی دعوا بر ضد اجنبیهای نامبرده، برای استرداد زمینهای نامبرده، با کمال اهمیت، طرح دعوا آغاز کرده و به مرحلهی صدور حکم رسیده بود که ناگهان، در تلگراف، امرنامهی سامی که در آن هنگام صادر شد، دعوای متعلق به این موضوع و تمام معاملات تعطیل و تأخیر [یافت] و سنجاقبیگ مرحوم، زیور پاشا، به قلعهی سلطانیه نقل و تحویل داده شد و موجب شد که بحریهی شوطوطی و جبل الکرمل نامبرده ـ که هر قسمت از خاک این محلات و نقاط بااهمیت ارزش یک جان دارد ـ به مرور زمان، مورد استفادهی اجنبیها درآید و در غصب ایشان باقی بماند و اکنون، عباس افندی ایرانی16 که در عکا دارای ثروت قابل توجهی است و با نفوذش قادر به انجام هر کاری است، با همفکرانش، مصطفی (رئیس بلدیهی حیفا) و نجیب افندی ـ که اکنون جزو اعضای محکمه است ـ متحد شده، هربار، زمینهای افراد ناتوان را به قیمت خیلی ارزان میخرند و بعد از آمادهسازی، با قیمتهای فاحش به یهودیان و اجنبیها میفروشند و کسب ثروت میکنند.
گذشته از این، کارهایی که یهودیان نامبرده در پوشش فداکاری مالی کردند، مورد التزام و اعتبار مأموران حکومات محلیه قرار گرفته و وضعیت به جایی رسیده که در حق افراد بیچارهی مسلمان روستاها که همجوار آنها شدهاند، هرگونه جور و جفا و ظلم فاحش طاقتفرسا را ترتیب داده و حتی به یک گروه بانوان مسلمان تجاوز کردهاند و از جمله، چرکس علیبیگ (مدیر سابق ناحیهی قیصری: از ملحقات زمارین) گزارش کرده بود که یهودیان در زمارین، آقچهی17 تقلبی ضرب میکنند و مدیر نامبرده را که به امر سنجاقبیگ در حال تحقیق در این مورد و موارد دیگر بود، در راه بازگشت به روستا، [چنان که] مقتضای حالات مستبدانهشان است، مورد ضرب و تحقیر قرار داده و در نهایت، با واسطههای معنوی، برکناری او را نیز موجب شدند و علاوه بر این، از جمله گزارشها این است که در زمارین، در نتیجهی سستی و کمکی که انجام شده، یهودیان به شکنجهی مردان و هرگونه افعال خودسرانه پرداخته و با تهیهی مقداری اسلحه و باز کردن یک مکتب بزرگ، هرگونه فنون و علوم را تدریس کردهاند.
در نتیجه، ضمن فراهم کردن و تکمیل اسباب جلوگیری از این اوضاع اسفبار، برای اثبات صداقت، به تقدیم این گزارشنامه به بندگانمان جرئت میکنیم. در آن باب و در هر حال، امر و فرمان برای حضرت صاحب امر است.
در ۳ آغوستوس سال ۱۳۰۹ [ق.]/ [۱۵ آگوست ۱۸۹۳ م.]18
مخبر از اهالی بیروت، داخل بلکا، مدیر سابق ناحیهی شراویهی شرقی و مدیر خالص نجد: صبحی.
مخبر از اهالی حیفا، سنجاق بلکا، مدیر سابق رژی: محمّد سعید.
مخبر از اهالی نابلس، معاون سابق مدعیالعموم عکا: سیّد محمّد توفیق.
همانگونه که دیده میشود، این گزارش به سال ۱۳۰۹ ق. (۱۸۹۳ م.) بازمیگردد. در پایان این سال بود که بهاء الله درگذشت19 و عباس افندی زعامت بهائیان را به دست گرفت؛ بنابراین، در صورت پذیرش درستی مواد این گزارش، باید گفت که او از سالهای پایانی حیات بهاء الله با یهودیان مهاجر به فلسطین مرتبط شده بود.