در نگاه این مکتوبات، آنچه پیروان محمّدعلی افندی (ناقضان) به دروغ به عباس افندی منسوب کرده و به حکومت عثمانی گزارش میدادند، سببساز آن تصمیمها بود. 20 بهائیان برآنند که یکی از برادران عباس افندی که دل در گرو محمّدعلی افندی داشت، تا آنجا پیش رفت که مجلسی میهمانی فراهم کرد و ضمن «پذیرایی کامل» از «هیئت عسکریهی عکا و حیفا» و بهویژه «رییس ژاندارمه»، با آوردن دختر خود به آن مجلس و برپا کردن «مجلس طرب»، خواست تا او «در حالت مستی و رقص» دستور تبعید یا اعدام عباس افندی را از رییس ژاندارمه بگیرد.21
از آن سوی، پیروان محمّدعلی افندی این نسبتها را نمیپذیرفتند. به عنوان نمونه، در کتاب إتیان الدلیل لمن یرید الإقبال إلی سواء السبیل که از سوی جمعی از ایشان بهسال ۱۳۱۸ ق. در عکا چاپ شد، ضمن انتقاد از عباس افندی در تدراک جایی دیگر برای آرامگاه باب و به خاک نسپردن او در آرامگاه بهاء الله، این کار وسیلهی جمع مال برای او گفته شده و آنچه در مقصر خواندن او نزد دولت عثمانی شهرت یافته بود، نادرست دانسته شده و مراجعه به حکومت حیفا راه سنجش حقیقت از دروغ یاد شده است.22
تأمل در گزارش پیشگفتهی حکومت عثمانی (که در قسمت اول بیان شد)، گویای آن است که در صورت پذیرش درستی مواد آن، باید پذیرفت که آنچه پیروان عباس افندی توطئهی بدنامی او گفته و به پیروان محمّدعلی افندی منسوب کردهاند، بهصورت مطلق درست نیست و در سالهای پایانی حیات بهاء الله و پیش از بروز اختلافهای دو جانشین او ریشه داشت.23